۱۶ آبان ۱۴۰۵، ۸:۳۳

دانش‌آموز ۱۰ ساله کرجی با رؤیای تأسیس کارخانه رباتیک

دانش‌آموز ۱۰ ساله کرجی با رؤیای تأسیس کارخانه رباتیک

کرج _ شاهان مهرجو می‌خواهد ربات‌هایی بسازد که خانه‌داری کنند، در ساخت‌وساز به انسان کمک کنند و جان افراد را در موقعیت‌های خطرناک نجات دهند؛ رؤیایی که از کودکی آغاز شده است.

خبرگزاری مهر، گروه استان‌ها، حمیدرضا عبدالمنافی: قفسه‌های اتاق « شاهان مهرجو » پر از سازه‌ها، خودروهای کوچک و ربات‌هایی است که هرکدام گوشه‌ای از علاقه او به ساختن را نشان می‌دهند؛ اینجا فقط اتاق یک دانش‌آموز ۱۰ ساله نیست، بلکه فضایی است که در آن خیال‌پردازی‌های یک کودک با قطعات فلزی، چرخ‌دنده‌ها و ابزارهای ساخت‌وساز گره خورده است.

شاهان، دانش‌آموز کلاس چهارم، ساکن گوهردشت کرج، از روزهایی می‌گوید که تماشای یک ربات انسان‌نما در تلویزیون، فکر ساختن نمونه‌ای از آن را در ذهنش شکل داد؛ رؤیایی که حالا به شرکت در دو مسابقه رباتیک، کسب رتبه سوم لیگ انباردار و آرزوی ساخت کارخانه‌ای در ایران رسیده است؛ کارخانه‌ای که قرار است ربات‌هایی برای کمک به انسان‌ها تولید کند.

نخستین جرقه؛ رباتی که در تلویزیون دیده شد

این دانش‌آموز علاقه‌مند به رباتیک وقتی از آغاز علاقه‌اش به رباتیک حرف می‌زند، به چهار یا پنج سالگی برمی‌گردد؛ زمانی که هنوز با دنیای پیچیده قطعات و سازوکار دستگاه‌ها آشنایی چندانی نداشت، اما دیدن یک ربات انسان‌نما در تلویزیون برایش به یک رؤیای جدی تبدیل شد.

دانش‌آموز ۱۰ ساله کرجی با رؤیای تأسیس کارخانه رباتیک

شاهان می‌گوید همان زمان با خودش فکر کرده است که وقتی بزرگ‌تر شود، چنین رباتی خواهد ساخت. این تصویر در ذهنش باقی ماند و به‌تدریج از تماشای برنامه‌های تلویزیونی و خیال‌پردازی فراتر رفت و به نقاشی، طراحی و کار با قطعات مختلف رسید.

نخستین تجربه‌های عملی شاهان در سال‌های ابتدایی دبستان شکل گرفت. او در کلاس اول با ربات‌های پلاستیکی مدرسه کار کرد و بعدتر سراغ قطعات فلزی رفت. یکی از نخستین ساخته‌هایش، قیچی ساده‌ای بود که با دو قطعه فلزی، بخشی گرد برای قرار گرفتن دست‌ها و یک پیچ بلند همراه با دو مهره ساخته بود.

این وسیله شاید در نگاه بزرگ‌ترها سازه‌ای ابتدایی باشد، اما برای شاهانی که می‌خواست از قطعات جداگانه وسیله‌ای کاربردی بسازد، تجربه‌ای مهم به شمار می‌رفت. خودش می‌گوید زمانی که توانست وسیله‌ای بسازد که حرکت کند و دیگر لازم نباشد آن را با دست تکان دهد، احساس خوشحالی کرد؛ چون فهمیده بود می‌تواند چیزی فراتر از یک سازه ثابت بسازد.

علاقه به ریاضی و حل مسئله نیز در کنار رباتیک برای او اهمیت دارد.

شاهان مهرجو از درس ریاضی، تمرین‌های هوش و مسابقات کانگورو نام می‌برد و می‌گوید در دوران کرونا مادرش برای او کتاب‌های تمرین و هوش تهیه می‌کرد و او نیز آن‌ها را حل می‌کرد. این فعالیت‌ها در کنار تجربه‌های ساخت‌وساز، بخشی از مسیری بود که علاقه‌اش را به حوزه رباتیک جدی‌تر کرد.

شاهان تاکنون در دو مسابقه رباتیک شرکت کرده است. یکی از این رقابت‌ها لیگ کشنده در کرج بوده که به گفته خودش، در آن تا مرحله فینال پیش رفته است. رقابت دیگر، لیگ انباردار بود؛ مسابقه‌ای که در آن موفق به کسب رتبه سوم شد.

در لیگ انباردار، ربات باید ۶ مکعب را جابه‌جا می‌کرد. شاهان هنوز جزئیات عملکرد دستگاه در روزهای مختلف مسابقه را به خاطر دارد. روز نخست، ربات توانست چهار مکعب را جابه‌جا کند، اما زمان مسابقه به پایان رسید و یک برخورد نیز اتفاق افتاد.

روز دوم شرایط بهتر شد. ربات هر ۶ مکعب را جابه‌جا کرد و بدون برخورد به کار خود پایان داد. یک دقیقه و ۳۰ ثانیه نیز از زمان مسابقه باقی مانده بود.

شاهان می‌گوید روز سوم هم توانست هر شش مکعب را جابه‌جا کند و این بار سه دقیقه زمان اضافه داشت؛ بدون آنکه برخوردی رخ دهد.

با این حال، یکی از مهم‌ترین خاطرات این رقابت برای خانواده مهرجو به روز نخست بازمی‌گردد؛ زمانی که ربات پس از جابه‌جایی چهار مکعب دچار مشکل شد و چرخ‌دنده‌های آن گیر کردند. دستگاه برای ادامه رقابت به تعمیر نیاز داشت و شاهان باید راهی برای برطرف کردن ایراد پیدا می‌کرد.

مجید مهرجو، پدر شاهان، می‌گوید فرزندش حدود یک ساعت و نیم تا دو ساعت پشت میز نشست و برای تعمیر ربات تلاش کرد. به گفته او، شاهان در تمام این مدت نه گریه کرد، نه قهر کرد و نه از ادامه کار منصرف شد؛ فقط تلاش کرد دستگاه را دوباره آماده کند.

این تجربه برای پدر، فراتر از یک اتفاق فنی در جریان مسابقه بود. او از نزدیک می‌دید که فرزندش هنگام روبه‌رو شدن با یک مشکل، به‌جای کنار گذاشتن کار، برای پیدا کردن راه‌حل وقت می‌گذارد.

خود شاهان نیز از ایرادهایی می‌گوید که هنگام مسابقه با آن‌ها مواجه شده است. یکی از مشکلات، سیم ربات بود که هنگام پیچیدن و حرکت برایش مزاحمت ایجاد می‌کرد.

این دانش‌آموز مستعد برای مسابقه بعدی قصد دارد رباتی بزرگ‌تر و بی‌سیم بسازد. همچنین می‌خواهد بازوی ربات را به شکلی تغییر دهد که بتواند در جهت بالا و پایین و چپ و راست حرکت کند و اشیا را بهتر بگیرد.

برای شاهان، مسابقه فقط فرصتی برای کسب رتبه نیست؛ تجربه‌ای است که به او نشان می‌دهد کدام بخش از ساخته‌اش نیاز به اصلاح دارد و در مرحله بعد باید چه تغییری در آن ایجاد کند.

از نقاشی خودرو تا تصویر سه‌بعدی اتاق

شراره غلام‌زاده، مادر شاهان، آغاز نشانه‌های علاقه فرزندش را به حدود سه تا سه‌ونیم سالگی نسبت می‌دهد؛ زمانی که خانواده هنوز تصور روشنی از مسیر آینده او نداشتند.

به گفته مادر، شاهان در آن سال‌ها به مجموعه‌ای بازی و سرگرمی آموزشی به نام «سه هفته» در شرق تهران می‌رفت؛ مجموعه‌ای که شهر مشاغل و کلاس نقاشی داشت. مربی نقاشی در همان دوران به خانواده گفته بود شیوه مداد گرفتن شاهان با دیگر کودکان تفاوت دارد. خانواده ابتدا این موضوع را چندان جدی نگرفتند، اما پس از مدتی دفترهای بزرگی برای نقاشی در اختیار او قرار دادند.

دانش‌آموز ۱۰ ساله کرجی با رؤیای تأسیس کارخانه رباتیک

مادر این دانش‌آموز علاقه‌مند به رباتیک از نقاشی‌هایی یاد می‌کند که شاهان در آن‌ها خودروها را با جزئیاتی مانند داشبورد، دکمه‌ها و قسمت‌های مختلف طراحی می‌کرد و هنگام کشیدن تصاویر، درباره کارکرد بخش‌های مختلف نیز توضیح می‌داد. بعدها طرح‌هایی با چرخ‌های مکنده و ایده‌هایی با حال‌وهوای رباتیک نیز در نقاشی‌های او دیده شد.

مادر شاهان می‌گوید: در حدود چهار تا پنج سالگی، فرزندش طرحی سه‌بعدی از اتاق خود را از نمای بالا کشیده بود؛ تصویری که برای او به‌عنوان مادر، جالب و قابل توجه بود.

وی از این توانایی در تصویرسازی فضایی به‌عنوان یکی از خاطراتی یاد می‌کند که توجهش را به نوع نگاه شاهان جلب کرده است.

خاطره دیگری که مادر شاهان تعریف می‌کند، به کلاس هنر در دوره اول دبستان بازمی‌گردد.

به گفته مادر این دانش‌آموز، معلم باور نکرده بود نقاشی و طراحی خودرو را خود شاهان کشیده است و تصور کرده بود مادرش آن را انجام داده است. شاهان از این اتفاق ناراحت شد و با گریه به خانه آمد. مادر از او خواست روز بعد نقاشی دیگری بکشد تا بتواند به معلم نشان دهد که کار خودش است.

غلام‌زاده می‌گوید: پس از این اتفاق، رئیس مدرسه نیز درباره توانایی‌های شاهان با خانواده صحبت کرد و آن‌ها پیگیر استعدادیابی او شدند.

مادر از نتیجه مثبت ارزیابی‌های انجام‌شده سخن می‌گوید، اما آنچه در روایت او بیش از همه اهمیت دارد، ادامه‌دار بودن علاقه شاهان و تبدیل شدن تدریجی نقاشی‌ها و ایده‌هایش به فعالیت‌های عملی است.

خانواده‌ای که برای ادامه مسیر از هزینه‌های دیگر می‌زند

پدر و مادر شاهان مهرجو هر دو در حوزه‌های فنی و معماری تحصیل کرده‌اند. مجید مهرجو مهندس معمار و نقشه‌کش ساختمان است و شراره غلام‌زاده نیز در رشته نقشه‌کشی صنعتی و معماری تحصیل کرده و مدرک کارشناسی ارشد معماری دارد. با وجود این پیشینه، مادر تأکید می‌کند که آن‌ها آموزش مستقیم رباتیک به شاهان نداده‌اند و علاقه او به‌تدریج و از مسیر تجربه و آموزش شکل گرفته است.

مجید مهرجو می‌گوید: هنگام ساخت وسایل در خانه تلاش می‌کند کار را از دست فرزندش نگیرد. اگر شاهان در ساخت قطعه‌ای با مشکل روبه‌رو شود، پدر به‌جای آنکه خودش کار را انجام دهد، او را تشویق می‌کند که شخصاً برای حل مسئله تلاش کند.

البته ادامه این مسیر برای خانواده بدون دشواری نیست.

پدر شاهان می‌گوید: تأمین هزینه کلاس‌ها، آموزش، حضور در مسابقات و تهیه قطعات رباتیک آسان نیست. افزایش قیمت قطعات و هزینه‌های جانبی باعث شده است خانواده برای آنکه شاهان از مسیر مورد علاقه‌اش عقب نماند، از برخی هزینه‌های دیگر صرف‌نظر کند.

مادر نیز از تغییر برنامه‌های شخصی و خانوادگی برای همراهی فرزندش می‌گوید.

به گفته مادر شاهان، برنامه کلاس‌ها و مسابقات شاهان گاهی با مهمانی‌ها و کارهای شخصی تداخل پیدا می‌کند و خانواده تلاش کرده‌اند شرایطی فراهم کنند که او بتواند مسیر مورد علاقه‌اش را ادامه دهد. مادر می‌گوید چند سالی شاغل بوده، اما اکنون برای همراهی بیشتر با شاهان سر کار نمی‌رود.

حمایت خانواده تنها به تهیه وسایل و پرداخت هزینه کلاس‌ها محدود نمی‌شود.

غلام‌زاده از روزهای مسابقه یاد می‌کند و می‌گوید: پیش از رقابت به شاهان گفته بود هر اتفاقی بیفتد، تلاش خودش را انجام دهد و نتیجه را به خدا بسپارد. میان آن‌ها نشانه‌ای برای تشویق وجود دارد؛ مادر مشت خود را به شاهان نشان می‌دهد تا به او یادآوری کند که می‌تواند از پس کار برآید.

غلام‌زاده، فرزندش را کودکی هدفمند و علاقه‌مند به چالش توصیف می‌کند و می‌گوید: شاهان به‌جای آنکه بگوید نمی‌تواند، معمولاً می‌گوید «نمی‌گم نمی‌تونم، می‌گم می‌تونم.»

پدر نیز از جدیت شاهان در پیگیری ایده‌هایش سخن می‌گوید. مهرجو می‌گوید در ابتدا رؤیای ساخت کارخانه رباتیک را بیشتر شبیه خیال‌پردازی کودکانه می‌دانسته، اما وقتی فعالیت‌ها و پیگیری‌های فرزندش را دیده، متوجه شده است که این موضوع برای او جدی است.

کارخانه‌ای که ربات‌ها در آن ربات می‌سازند

شاهان وقتی از آینده حرف می‌زند، تصویر کارخانه‌ای را ترسیم می‌کند که قرار است انواع ربات‌های کمک‌کننده به انسان را تولید کند.

او می‌خواهد این کارخانه در ایران ساخته شود و در نهایت آن‌قدر توسعه پیدا کند که ربات‌ها بتوانند ربات‌های دیگری بسازند و بخش‌های مختلف مجموعه را اداره کنند.

یکی از ایده‌های شاهان ساخت رباتی برای انجام کارهای خانه است؛ دستگاهی که با دستور صوتی کار کند، بتواند غذا یا پیتزا آماده کند، وسایل را جابه‌جا کند و بخشی از کارهای روزمره را برعهده بگیرد.

وی حتی از قابلیت کمک به نگهداری کودک نیز حرف می‌زند؛ ایده‌ای که در ذهن او بخشی از کاربردهای آینده ربات‌های خانگی است.

ربات ساختمانی، ایده دیگری است که به آن فکر کرده است.

این پسر ۱۰ ساله کرجی می‌خواهد رباتی طراحی کند که بتواند در ساخت خانه مشارکت داشته باشد و آجرها را روی هم قرار دهد. به گفته شاهان، می‌توان نقشه ساختمان را از طریق یک برنامه به ربات داد تا بر اساس آن کار کند.

وقتی درباره تأثیر چنین ربات‌هایی بر اشتغال کارگران ساختمانی از او سؤال می‌شود، پاسخ مشخصی ندارد و می‌گوید هنوز به این موضوع فکر نکرده است.

دانش‌آموز ۱۰ ساله کرجی با رؤیای تأسیس کارخانه رباتیک

شاهان در این مرحله بیشتر به ساخت دستگاه‌هایی فکر می‌کند که بتوانند کارهای دشوار را انجام دهند و به انسان‌ها کمک کنند.

این سازنده نوجوان ربات‌ها درباره ساخت ربات پزشک یا پرستار نیز ایده مشخصی مطرح نمی‌کند، اما می‌گوید می‌خواهد با کارخانه‌اش مشکلات انسان‌ها را برطرف کند. در بخش دیگری از صحبت‌هایش به ربات‌هایی اشاره می‌کند که بتوانند در شرایط جنگی از انسان‌ها محافظت کنند یا برای امدادرسانی به مناطق خطرناک فرستاده شوند تا جان امدادگران و افراد در معرض خطر کمتر تهدید شود.

شاهان از دو مدل ربات امدادی حرف می‌زند و یکی از آن‌ها را شبیه بدن انسان توصیف می‌کند. این ایده‌ها بخشی از آینده‌ای است که او برای رباتیک تصور می‌کند؛ آینده‌ای که در آن ماشین‌ها برای کمک به انسان و کاهش خطرهایی که زندگی او را تهدید می‌کند، به کار گرفته می‌شوند.

رؤیای خودروی پرنده و علاقه به اختراع

مادر شاهان از طرح‌هایی یاد می‌کند که فرزندش در سنین پایین برای خودروها می‌کشیده است.

خود شاهان نیز می‌گوید: در سه یا چهار سالگی خودرویی را تصور و طراحی کرده بود که از زیر آن دود خارج می‌شد و می‌توانست پرواز کند.

شاهان در میان شخصیت‌های شناخته‌شده، از ایلان ماسک به‌عنوان الگوی مورد علاقه خود نام می‌برد. دلیل علاقه‌اش را سرمایه گذاری و کارخانه‌های رباتیک و اختراعات او عنوان می‌کند. این علاقه در کنار رؤیای ساخت کارخانه، تصویری از آینده‌ای را شکل داده که شاهان می‌خواهد در آن به طراحی و تولید ربات‌های مختلف بپردازد.

فوتبال و والیبال نیز از علاقه‌های اوست، اما اگر قرار باشد میان ورزش و رباتیک یکی را انتخاب کند، رباتیک را ترجیح می‌دهد.

شاهان می‌گوید: حتی یک بار برای رسیدن به کلاس رباتیک، از رفتن به کلاس فوتبال و حل مسئله صرف‌نظر کرده است.

برنامه روزانه‌اش نیز میان درس و فعالیت‌های مورد علاقه تقسیم می‌شود؛ پس از بازگشت به خانه غذا می‌خورد، درس‌هایش را انجام می‌دهد و اگر فرصت داشته باشد، سراغ کارهای رباتیک می‌رود.

این دانش‌آموز علاقه‌مند به رباتیک می‌گوید: در پنج سال آینده می‌خواهد دانش و سرمایه لازم برای پیشرفت در این حوزه را به دست آورد و مسیر ساخت ربات انسان‌نما را دنبال کند.

شاهان برای آینده کارخانه‌اش حتی به نام آن هم فکر کرده است: «کارخانه رباتیک ایران شاهان».

او می‌خواهد این مجموعه در ایران شکل بگیرد، اما در عین حال تصور می‌کند محصولاتش می‌توانند از مرزها عبور کنند و در نقاط مختلف جهان مورد استفاده قرار بگیرند.

پدر و مادر شاهان مهرجو از مسئولان چه می‌خواهند؟

مجید مهرجو، پدر شاهان، مهم‌ترین دشواری پیش روی فرزندش را نبود بستر مناسب برای پاسخگویی به نیازهای آموزشی و فنی او می‌داند. به گفته او، گاهی امکانات مراکز آموزشی برای همراهی با سطح خواسته‌ها و ایده‌های شاهان کافی نیست و حتی مدیر یکی از مدارس نیز به خانواده گفته بود مجموعه آموزشی آن‌ها ظرفیت پاسخگویی به خواسته‌های او را ندارد.

مهرجو معتقد است که در کنار هزینه‌های تهیه قطعات و شرکت در مسابقات، فراهم نبودن امکانات و مسیرهای مناسب برای رشد کودکان خلاق می‌تواند ادامه فعالیت آن‌ها را دشوار کند.

پدر این دانش‌آموز رباتیک‌دوست از دست‌اندازهای اداری و دولتی نیز سخن می‌گوید و معتقد است این موانع گاهی وقت و توان مسئولان دلسوز را از اولویت‌های اصلی منحرف می‌کند.

پدر شاهان نمی‌خواهد از همین حالا برای فرزندش رشته تحصیلی یا مسیر شغلی مشخصی تعیین کند. از نگاه او، مهم این است که استعداد کودک شناسایی شود و امکان حرکت در مسیر علاقه‌اش را داشته باشد. اگر شاهان در آینده مسیر دیگری را انتخاب کند، خانواده نیز از تصمیم او حمایت خواهد کرد.

مهرجو در عین حال تأکید می‌کند هدف از اختراع و توسعه فناوری باید بهتر کردن زندگی انسان‌ها باشد.

وی همچنین می‌گوید برایش انسان‌پرستی اهمیت دارد و اگر محصولی در ایران ساخته شود و بتواند در سراسر جهان به انسان‌ها کمک کند، ارزشمند است. از نگاه او، مرز جغرافیایی نباید مانع استفاده انسان‌ها از دستاوردهای علمی و فنی شود.

شراره غلام‌زاده نیز از مسئولان می‌خواهد استعدادهای کودکان و نوجوانان را جدی بگیرند و برای شناسایی و پرورش آن‌ها برنامه داشته باشند.

وی در ادامه می‌گوید: خانواده‌ها به‌تنهایی نمی‌توانند همه امکانات مورد نیاز برای رشد یک استعداد را فراهم کنند و حمایت نهادهای مسئول می‌تواند مسیر پیشرفت را هموارتر کند.

مادر شاهان آرزو دارد فرزندش در مسیری که خودش انتخاب می‌کند به بهترین جایگاه برسد و اگر توانست به کشورش کمک کند، در ایران بماند و فعالیت کند. او از مسئولان می‌خواهد به استعدادهای موجود در کشور بها بدهند و برای شکوفایی آن‌ها فرصت و امکانات فراهم کنند.

رؤیای یک کودک و مسئولیت حمایت از استعدادها

شاهان مهرجو در پایان گفت‌وگو با خبرگزاری مهر از قولی حرف می‌زند که می‌خواهد به مردم ایران بدهد؛ اینکه در آینده کارخانه رباتیک خود را بسازد و با تولید ربات‌هایی که به انسان‌ها کمک می‌کنند، بخشی از مشکلات آن‌ها را برطرف کند.

او به پدر و مادرش نیز قول داده است رباتیک را ادامه دهد و در آینده برای کشورش انسان خوبی باشد.

برای مجید مهرجو، شاید مهم‌تر از هر رتبه و مدرکی، استمرار همین علاقه و تلاش باشد. او می‌گوید هر شب در گوش فرزندش می‌گوید: «واقعاً بهت افتخار می‌کنم.»

رؤیای شاهان هنوز در ابتدای راه است؛ دانش‌آموزی ۱۰ ساله که برای ساخت ربات‌های خانگی، ساختمانی و امدادی ایده‌هایی دارد و از کارخانه‌ای حرف می‌زند که قرار است روزی در ایران ساخته شود. تحقق چنین رؤیایی، علاوه بر علاقه و پشتکار خود او و همراهی خانواده، به آموزش باکیفیت، دسترسی به تجهیزات، فرصت تجربه و حمایت از استعدادهای کودکان نیز نیاز دارد.

مطالبه پدر و مادر شاهان از مسئولان، تنها حمایت موردی از یک دانش‌آموز نیست؛ آن‌ها خواستار توجه جدی به استعدادهای کودکان و نوجوانان، شناسایی ظرفیت‌های آنان و فراهم کردن امکانات لازم برای رشدشان هستند.

خانواده مهرجو می‌گوید: تأمین هزینه‌های آموزش و قطعات، شرکت در مسابقات و عبور از موانع اداری نباید به مانعی برای ادامه مسیر کودکان علاقه‌مند تبدیل شود.

شاید امروز کارخانه رباتیک شاهان تنها در ذهن او و میان قفسه‌های اتاقش وجود داشته باشد، اما آنچه خانواده از مسئولان مطالبه می‌کنند، فراهم شدن فرصتی است تا چنین رؤیاهایی امکان تبدیل شدن به تجربه، مهارت و دستاورد را پیدا کنند؛ فرصتی که نه فقط برای شاهان، بلکه برای دیگر کودکانی که ایده‌ای در ذهن و استعدادی برای ساختن دارند، اهمیت دارد.

کد مطلب 7002163

برچسب‌ها

نظر شما

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.
  • نظرات حاوی توهین و هرگونه نسبت ناروا به اشخاص حقیقی و حقوقی منتشر نمی‌شود.
  • نظراتی که غیر از زبان فارسی یا غیر مرتبط با خبر باشد منتشر نمی‌شود.
  • captcha